♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با این امید زنده ام که در دل می گویم :: اگر خدا بهای دلهای شکسته را می دهد و با دلهای شکسته به خدا نزدیک می شویم چرا نباید بوسه بزنیم به دستان کسانی که دل ما را شکستند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام هرآنچه بود را پس گرفتی . قلبم خالیست برای فردا چیزی ندارم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان صاف ...هوا آفتابی ... دل ابری ... چشم بارانی ... بازی ابر و خورشید ...آفتاب و باران...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هــَر شــــب با لهجــــــ ــــــه ی ِ ابــرها با آغــــــــوش ی خامــوش بـرای قلـــب غمگینَـــــــــــ ــــــــم می نویســم دستــــانم بـــوی بــــاران می گیــرد و بــــــــــارانی تـرین لحظـــه های زندگـــی ام در دریـــــــای ِ چشمــان ِ منتظــــــــــــــــرم نقــش می بنــدد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانه بوی تلخ بادام سوخته می دهد بوی نبودنت و شهر بوی تلخ ترین خیال های عصر خدایان ناپدید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوابم نمی برد! پاورچین پاورچین راه می روی درقلبم می مانی ! می روی ! کدام بهتر ؟ نمی دانم !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بین صدف های رنگارنگ تورامی جویم هیچ چیز نیست به جز خاطره ویا همه چیز هست به جز تو نمی دانم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی فعل "خواستن" را صرف کردی به ناچار من هم فعل "رفتن" را صرف کردم!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 15 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .