♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان را مرخص می کنم شاید اگر زود بجنبد به قطار بعد از ظهر برسد دیگر به هوا هم نیازی ندارم تو خودت را مثل آسمان مثل هوا مثل نور پهن کرده ای روی همه ی لحظه های من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خيلي جالبه و عجيب درياي طوفاني اروم شده بدون موج هيچ تشويش و نگراني وجود نداره تو اين لحظه اين لحظه رو ميستايم ميبلعم عميق نفسش ميكشم....... و بودنت رو سلول به سلول لمس میکنم مخاطب خاص
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طلفکی دلم... برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم دست نوازش بر سرش میکشم میگویم: «غصه نخور، میگذرد …» برای دلم، گاهی پدر میشوم خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی ….» گاهی هم دوستی میشوم مهربان دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا … دلم ، از دست من خسته استــ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منتظر باران سرپا ایستادم تا سرانجام خودم به زمین رفتم... ...شکستم ...جاری شدم در غم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجيب مست كننده است رايحه بهار نارنج... وقتي چشمها را مي بندم و بو مي كشم .....مست میشوم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلم است که روي دلم مي نشيند.......گاهي وقتها كه دلم به من فرما نمي دهد مي سپارمش دست قلم... اون وقت من نيستم كه به قلم فرمان مي دهم... قلم است که روي دلم مي نشيند ... بغض مي شود ... اشك مي شود ... شوق مي شود ... عصيان مي كند و سراسر اوج مي گيرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نصف شب تنهایی برای خودم چای ریختم با دلی که امشب خوش است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی حرفها هستند که پست نمیشن....بغض میشن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلماتم را بچش طعم تـو را می د هند تو که نباشی ، کلمات را می نوشم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .