♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایی شما چطور ارسال می کنید...عجیبه والا.................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به دنیایی تعلق دارم که نمودارش را انسانهای اولیه کشیدهاند سادهتر از آنم که بخواهی با قوانین خودت دوباره رسمم کنی راستی این سیب برای شما.....بانو ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیشتر از این راه ندارد میخواهم گریه کنم رو در روی بُتی که شاعرم کرده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من : تمام آنچه به گفتن نمیرسید تو بودی که از تن من چکید، محو شد روی کاغذها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ چیز این شهر تو را از من کم نمیکند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد ـ مجنونوار از زلف درختان بوسه میچیند ماه میپرسد: میتوان عاشق نبود آیا؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ ابری نیست در من اما روز و شب باران به سبکی خاص میبارد. کنار خزر ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باور کنید: پشت همین میز نزدیک صندلی اتاقم مثل دو سطر میگذرد ریلی که سالهاست قطاری ندیده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل دلفین ها با تمام هوش و زیبایی زندگی کردیم تا اسباب تفریح کسان دیگری باشیم .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .