♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به ستارهای خیره ماندهام و از تو بیخبرم .....نباشی اجرام ِ آسمان به هم بیربطند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیصدا نمیتوانم دوستت بدارم تو هم نگران نباش دیگران نمیفهمند بعد از تمام فجایع جهان هنوز با دیوانه مهربانند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نیامدن َت را قبول کرده ام ... بُغض های َم امّا باور نکرده اند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرما نبود ِ گرما نیست ... ، نبود ِ توست ...لعنتی ...کاش بفهمی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چه هست نشانه ی ِ خدا و هرچه نیست نشانه ی ِ تو ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این تکرار و تکرار و تکرار ... روز را شب می کنم ... شب را گریه ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من را در قاب ِ انتظار ... آویختی به دیوار ِ سکوت و ... رفتی ... ، آواری باید ... شاید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیوانه گی هام از آن جا شروع می شود که همه می خواهند من را کمک کنند ... امّا من به کمک ِ تو احتیاج دارم لعنتی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم تنگه بهار نارنج خزر.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم برای من همونی..............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش...... بنماند هیچ اش الا هوس قمار دیگر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دلم را شکستی با حرف هایت ....فقط به تو و غم هایت فکر می کردم ......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .