♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منتظر ِ معجزه هایی هستم که در سرم میپرورانم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگـــَـــــر دیوانگی نـیـسـت پَس چیست؟؟؟ وقتی در این دُنیای بـه این بزرگــــی دلت فقط هـــــَـــــوای یک نفر را میڪُند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس میکنم معتاد حسرت هایم شده ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها که باشی بهمن هم مارلبروست . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چیزی هر شب مرا تهدید می کند کابوس نیست چشمهایم را که می بندم خیالت یقه احساسم را میگیرد بغض سراغم را میگیرد و اشک امانم را می برد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای آمدنت قهوه مینوشم فنجان میبینم کارت میریزم... اما حضور تلخ و سنگینت گوی دیگریست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غزل بهانه ی خوبی است، برای گفتن یک درد ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 9 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .