♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیبها سرخ میشوند و میافتند ناگهان عشق میرسد از راه شرمِ مردافکنیست دنداندرد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من می دانم .... لرزش دستانم ،زير آواري از رنگها ناپديد خواهد ماند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منتظر خداحافظی من نباش من هر که را به خدا سپردم پــــــــــــــــــــس نیاورد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه می شود از خدا گرفت چیزی را که نمی دهد؟! می گویند:قسمت نیــــــست... حکمت اســـــــــــت... مـن قسمت و حکمت نمی فهمـــــــــــم... " تـــــــــو خدایــــــــی" طاقت را میفهمــــی مگر نه؟؟!!!....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای روح هایی که سرگردانند تخیل آرامش کاذبی است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا کنار خزر...نت های بارانی که به تنم ضربه می زند.... من هوس باران های خیابان ولیعصر را دارم و دوستانی که دیگر نیستند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستهای گشوده کافی نیست؛ گام بردار، گام - ای آدم! - آدمکها نمیرسند به هم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیشب خواب دیدم....ماه درآمد و مادر نیامد....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .