♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا دیگر سال هاست که رفته ای و من هر شب کتاب بـــاران می خوانم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمهایی که کنار دلتنگیات نیستن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو هیچکس تکیه گاه نیست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهگاهی خودم را گم میکنم...همه جا را دنبالش میگردم...حتی جیب هایم...غافل از اینکه حیب هایم هم سوراخ است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم هایم وجود ندارند لب هایم وجود ندارند قلبم وجود ندارد! وقتی که تابلو از عکس تو خالی است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گلوی پرنده می میرد آن روز که دوستت دارم ها بایستند با صدای بوقی ممتد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این خشکسالی به باران نگاهی نکن به اندوه خشک بیابان نگاهی نکن اگر تاول و داغ دارد تنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدهکار هیچ کس نیستم جز همین ماه که تُو را به یادم می آورد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 9 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .