♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اگر نباشم هیچ اتفاقی نمی افتد ؛ خیابانی بسته نمی شود ؛ تقویمی در هم نمی ریزد ! تنها موهای مادرم کمی سپیدتر برادرانم چند روز آسوده از کار و خواهرانم پس از چند روز خاطراتم را در پشت ویترین طلافروشی ها فراموش می کنند. و شاید..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلاغی در زمستان از گوشت بدن خودش به جوجه هایش غذا میداد تا زنده بمانند. زمستان تمام شد کلاغ مرد. بچه هایش گفتند خوب شد مرد. خسته شدیم از بس غذای تکراری خوردیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قدر لحظه ها را بدان زمانی می رسد که تو دیگر قادر نیستی بگویی: جبران می کنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرامم! گله ای نیست...انتظاری نیست اشکی نیست...بهانه ای نیست این روزها تنها آرامم... یک وحشی آرام!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام شعرهایم در وصف نیامدنت هست! اگر روزی ناگهان نا باورانه سر برسی؛ از شاعر بودن استعفا میدهم! نقاش میشوم و تا ابد نقش "پرواز" میکشم...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کردار انسان بهترین مفسر اندیشه های اوست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه مي خورد بر مرد تنها مي چکد بر فرش خانه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف های من سیاسی نیست.....دردهای جامه ایرانیست......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .