♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط يك مسافر مي تواند به آب ها فكر كند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمین و زمانه ام را بازیچه ی دستت ساختی و مرا خوانای خط خود نخواندی من ماندم و بوی جوی مولیان و اضطراب جرسی که از بربسته محمل ها به هوا بلند است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا نگاهم را ندزدیده اند صندوقچه ای برایش بخرم اما دزدان همواره نگاه طمعشان به صندوقچه هاست..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کــمی عـوض شدم . دیــریست از خــداحـافظی ها غـمگین نــمیشوم . به کـسی تــکــیه نـمیـکنم . از کـسی انــتظار مـحبت نــدارم . خودم بــوسه میـزنم بر دسـتانم . ســر به زانـو هایم مـیگذارم و سـنگ صـبور خـودم مـیشوم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه کرده ام که زجانان خود جدا شده ام/ چه گفته ام که گرفتار این بلا شده ام /به من نگفته کسی تاکنون، گناهم چیست /کز ان گناه سزاوار این جزا شده ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برف بازی میکند با موی مان....اسفند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سفر شبانه نورها یی که می گذرند،.... و بیش از این نمی بینم .....گذشته ای تلخ ...انعکاس خاطره بر دریا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اولین باران پاییزی....خزر...شهری متروک...نسیم خنک ...مینشیند یک پروانه ...بر پنجره....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چیزی در قلب من است و من چه تنهام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلخوشي ها هيچكدام ماندگار نيستند....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .