♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی ....حق ندارد مرا باکسی اشنا کند وقتی تو نیستی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در بــرودت بی مهـــر ی هــا واژه هـــــــــــــــایم برهنه مانده اند به جای کاغذهای باطله جامه ی شــــــــــــــعرهایم رابه آتش کشیدند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای باد شیطنت نکن ........خیلی خسته ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از این ها می خواااااااااااااااااام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کافه سرد است... میز من.... میهمان میخواهد... اگر تنهایی میهمان میز قلبم باش... تا برایت تا آخر عمر میزبانی کنم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوله بارت را که دیدم فهمیدم یک نفر هزار بار تکرار می شود و هر بار فراموشی داستانی دیگر است...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 15 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .