♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تمام خانه ها گِلی ست سهم من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فصل ها همیشه هرز می روند و می روند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هــــــــــوای ِ مــن ... هــوای ِ قَلَمــــــــی ست که از داغـــی ِ ایـن همــــــــه دَرد آب شـد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چراغارو خاموش کن هوا هوای درده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خورشید هم، خسته شده از تکرار این همه طلوع و غروب.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چــاهــي بــدهيــد تــا بــراي دل ِ خــود بنــوازم... عشــق، جــايــش تنــگ اســت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پيچــک نگــاهــم دزدانــه تــا پشــت پنجــره ي اتــاق تــو بــالا آمــده! بــه کجــا خيــره شــدهاي؟! بــاران کــه بگيــرد تمــام پنجــره پــر از پيچــک خــواهــد بــود . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پــا بــرهنــه تــا کجــا دويــده اي کــه ايــن همــه گــل شکفتــه اســت؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امـــان از گـــرههـــای کـــور.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 4 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .