♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدنم سرد است ..گویا یکی جام زندگیم را به سلامتی یکی دیگر نوش می کند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از کرشمه های نازک ابروانت دلم ضعف می رود... از توبره ی کدام عطار آورده ای این شعبده های نایافته را...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مجالی نمانده برای عاشقی، بگذار.. یکبار دیگر دزدانه نگاهت کنم ،دختر..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر باید بگــــــــــــــذرد؟! تا من...در مرور خاطراتم...وقتی از کنار تو رد میشوم... تنم نلرزد...بغضم نگیرد...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه برای ورود به دیدگاهت وضو واجازه از خدا میگیرم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دم مسیحایی تو.............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به صلیب می کشی .....عشق را ...چشم بر واقعیت بسته....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصـه ام کـوتـاه بـود بـه سـر رسیـد،
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .