♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوایت دست سنگینی داشت،این را وقتی به سرم زد فهمیدم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من زندهام، نفس میکشم و تو ... خاکهای پست را بر سرم میریزی خاکها واژهوارند و مهلکترینشان تل خاکیست ....دوستت دارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیگذارند، هجوم گذشتهها، تا بدانم، طفلکِ اکنونم به کجا میرود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لپتاپهای ویژه برای گیمرهای حرفهای
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت را از من دریغ نکن ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مکالمه های کوتاه کفاف گلایه های بلند مرا نخواهد داد تا کی سلام کنیم حال هم را بپرسیم و به هم دروغ بگوییم که خوبیم دروغهایمان از سیم های تلگراف و کوهها و دشت ها عبور کنند و صادقانه به هم برسند ما فقط دروغهایمان به هم می رسد من خوب نیستم اصلا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران که باشد ... پاییز هم شکوفه باران میشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم.....دیدگاه ....بخونید جالبه ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمستــــــان فصــل مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن اسـت دی مــــاه مــــــــ ـــــــن و امـــــــــــــروز ... مــــــــــــــــــــــــــــــــــن مردی از جنــس ِ زمستـــ ــــــان از تبــار بــــــــــ ـــــــــــرف از نـــــــــــــــــ ــــــــــــــژاد ِ دی که در یــخ بنـــدان ِ یک روز ســرد ِ زمستـــانی در آغــوش گــــرم ِ پــدر و مــادری عـــاشق چشـم به جهــان گشــــود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهـم بخوابـــــم می خواهـــــــــــــــم در آغــــوش ِ گــــــــرم ات آرام گیــرم...ای مرگ.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادش بخیر روزی بود او وهیچکس....حال خاطرش هست وهیچکس .....شاید فردا ...او من ومن هیچکس....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .