♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غنچه لر گوله دوندو گوز یاشیم سئله دوندو دوستلاردان آیری توشدوم ساحاتیم ایله دوندو.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برف برف برف نیستی تا اجاق لبهایت گرمم کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چاپگری که عکست را چاپ کرد عاشقت شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه مرغابی مهاجرم که از زمستون اندیشه اش به تابستون پیرهنت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ِ شکسته ی بی تو ، پشت سرت هم عاشقانه حرف میزنم...همین!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عمری ست در شمایل هر عشق دلفریب از من گرفته ای چه فراوان تقاص ها ای سکوت زندگی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت زندگی سخت است با این دل بیقرار ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم که هنوز است سایه ها گرگند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبم سایه ی مردی است که بر خاکستر سنگچینی خاموش به انگشت اشاره نامی را هاشور می زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو بی خیال منی..... آنقدر که فصل ها را به هم می ریزد لرزش دست هام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر،من قصهی چشم های توست ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که هیچکس در خانه نیست حالا که این تخت برای من هم بزرگ است.. از درز این شعرها سوز میوزد و من شبیه ِ آدمی که زانواناش را بغل گرفته از درد در خودم میپیچم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .