♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دسـتـانـم شـایـد اما دلم نمی رود به نوشتن! این کلمات به هم دوخته شده کجا ، احساسات من کجا . . . ایـن بـار . . . نـخـوانـده مـرا بـفـهـم . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده بگویم ... صدای نفسهایت را کم آورده ام ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای دریا می آید سرت را بر سینه ام اگر بگذاری... نامت مرواریدی ست که تا "نفخ فی صور" در بطن های قلبم به مِهر می درخشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خزر ...دو نفره شد دوباره.......نیستی لعنتی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زنگ میزنم به گوشیات آسمان آبی میشود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر به خزر آمدی ...اشک بچه ماهی ندیدی...بدان فریاد او بی صداست.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
متن نگاهم: بدون تو آوخ بدون تو آهم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای عشق.... این ابر را از دوش من بردار بارانیام بسیار.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اول به پنجره ایمان بیاوریم بعداً برای منظره باران بیاوریم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها دچار فراموشی توام. پشت سرت ـ که میگذری ـ از زخمهای من صدها هزار عکس صدها هزار فیلم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به اندازه، خورشید به اندازه، باران نگاهت نگاهت نگاهت نگاهت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لذتی دارد دستها در جیب کفشها در برف.اندیشیدن به تو...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .