♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیا اگه تنهات گذاشت ، تو منو انتخاب کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تــو بـــگو باز چــرا بـا مــن مـی مـــانی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جـُز پاهاے بغل كرده ام مـِهمانِ ديگـرے ندارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمیکند تنهایی من عمیقترین جای جهان است و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و تو هر دو غريبيم و آشناي سکوت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دلت شکست دور خودت دیوار میکشی ! مشروب میخوری .. سیگار میکشی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گریه در آب چه لذت بخش است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به شرافتم قسم شاعر نیستم من فقط می نویسم تو خودش شعر می شود این را یا کریم های پشت پنجره شاهدند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ....سکوت زتدگی......تمام........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گلوی خشکم دیگر توان فرو دادن این نفس های خسته را ندارد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به هوای دستان توست که نمی هراسم از افتادن ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گنجایش دلم را هرچه بالا می برم باز تنهایی هایم سرریز می شود از آن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر بر دلم وصله زده ام که خودش شده وصله ای ناجور بر تن خسته ام ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 44 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .