♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوچک می کنم خود را تا هر لحظه بزرگ کنم تو را ...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گنجشک ها هوس عاشقی کرده اند جیک جیک مستانشان هست ! باز ...مرا گریان کردند لعنتی ها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای آنکه حقیقتی را بگویی نترس .... بگو ! خیلی ها دروغش می پندارند صداقت در رکود جهانی مدال طلا برده است دیری در این میدان دست بالای دست بسیاراست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست .............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار نه کسی آمده نه کسی رفته است در گور عمیق تنهایی سرم به سنگ میخورد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبها آسمان را نگاه می کنم اگر ماه را نبینم دلتنگ می خوابم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای کشتی های بی حرکت ...موج ها تصمیم میگیرند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی امان می بارد قطره های باران در هوایی زیبا کنار خزر .....چون بهاران می زنیم بر کوه و صخره های خیس شادمانیم با هم آخرین روزهای زمستانی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفی برای گفتن نیست مرگ تنها یک تیر خلاص دارد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوشا به حال آنان که برای عشق قلم می زنند در ساحل دریاهای خروشان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو می روی به سویی من می روم به سویی نقطه تلاقی لرزیدن دل ما...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد اینجاست که درد را نمی شود به هر کسی حالی کرد همین.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گردباد خصم هم باشی با صخره هایش دنبال تو می آیم مرد بارانی ام ... صلابت ابرها را پس میگیرم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نور چشمم رفته است بانو ... در سیاهی تاریکی نمیتوانم بنویسم هیچ چیز بدون تو....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .