♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خداوندا ، ببین در چهره ی سنگین و خاموشم نگاه سرد و غمگینم که اشکم سیل ویرانی شده بیا امشب نگاه کن اسمان سرخ چشمانم بدون گرمی خورشید بارانی ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی زود آمدی تنهایی من دیرتر از اینها منتظرت بودم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایم اسیرِ، دودِ سیگارو بخار قهوه ام، که هم آغوش شده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این قربانگاهِ مسلخ مستی اوهام ِ شـُوم مردانگی ام در کدام آینه ی بی وزن ِتبعیض گم شده؟!!! که نجابتم در صفر ترین وعده ی پوزخندِ جذامیان ِبی عدالت تـَرَک خورده؟!!!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قسم به سو سوی گرمای دلگیر غروب قسم به انتهای زندگی قسم به آفرینش ِ قصۀ مرگ قسم به خستگی ِ پاهای بی رمق... قسم به آتش ِخشمِ نشسته بر دل ِشکسته قسم به حجم واژگونی ِ باتلاق ِ سکوت خروشِ فریادم، در تزریقِ نعره های درد و قتلِ عام منطق ِفاحشه گان ِآبستنِ جنون به سکوت نشسته...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سالهاست در جستجوی تیتر روزنامه ای باطله خواب به چشم هایم نمی آید تا یکی بنویسد یکی فریاد کند (شهر در امن و امان است...آسوده بخوابید)
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ملتی را می شناسم، آنقدر گرسنه بود .... که چوب تمام کار های کرده و نکرده اش را می خورد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دکتر شریعتی ابتدای کتاب هبوطش یه جمله ای داره : "تو قلب بیگانه را میشناسی زیرا در سرزمین مصر بیگانه بودی " حالا "تو" میدونی من چی میگم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهربان دور من! چشم های سبزم خاک دلتنگی ات را خیس می کند گمانم، باران لال شده و قطره ها حرف شان خشکیده!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .