♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
....شن های ساحل عشق موج های کوبنده ی دریا ردپاهای سست من در انزوای متروک حقیقت گم شدم چه کنم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوش کن ! این صدای رعد نیست ، خنده ی بلند ابرهایی ست که من قلقلکشان داده ام..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی روزها دنیا را از هر سو که نگاه کنی چیزی جز پرنده نمی بینی پرنده هایی که بال هایشان را جایی میان نبودن کسی گم کرده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به بهشت نمی روم اگر مهر تو آنجا نباشد ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به هـــر پیچــی کــــه پیچیــــدم خــــــودم را در آغــــوش تـــو دیدم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر زمانی که دلم می گیرد من نشاطم این است ، مینشینم به کناری و به زیبایی اخلاق خدا می نگرم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـا آن کـس کـه دوسـت مے داریـم ، ازسخـن گفتـن بـازمانـده ایـمـ .... امـا ایـن سکوت نیـست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لااقــل بیـــا بـگو کــــه دیگـر بــــه دیدنـم نمـی آیی ... شـ اید اَشکــی نشـسـت گــــوشـه ی چشـ ـم هــــایی کــــه بــــه این دَر خُشــک شده اند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت سرد فاصله ها تنم را میلرزاند ، به یاد روز هایی که بودنت را نفهمیدم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نگاهم خوب است ...فقط گمان می کنم آسمان دل من ابری است... وکبوتر نگاهم زخمی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدای من چقدر انسان بودن سخت و دردناک است! و سختر از آن ; آدمیت! و از آن دو سخت تر , اینکه ندانی; انسان را آدمیت لازم است یا آدمی را انسانیت ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز بر ساحل خزر دیدم.....مردی ماهیگیر که از دریا ماهی گرفته بود... روی ماسه ها نوشت: دریا سخاوتمندترین سفره هستی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه با نوشتن نه با گفتن نه با اشک ریختن با هیچ کاری مداوا نمیشن....بعضی درد ها...همین
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .