♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ندیده ای مرغ ها را گردن که می زنند بال بال می زنند سکوت زندگی را....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گمانم زلف پر چینت ز جنس کهربا باشد /گریزم از نگاه تو ولی دل در بلا باشد /در این آشفته بازارم ببین خوناب میگِریم /به خون آغشته دستانت تو گویی از حنا باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در وجودم دردی اگر نباشد، نامرد می شوم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت .....به ناچار کاروان شما نیز بگذرد....این گل ز گلستان شما نیز بگذرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میـــــروم و نیمی از دلم را می گذارم توی عطر خاک باران خورده و کوچه های همیشه خیس اینجا،..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلت برای کسی آن قدر تنگ می شود که حوصله ات می میرد نمی دانی دست هایت را کجا بگذاری قدم هایت را به چه راهی بسپاری و چشمانت را پشت کدام فاصله بیندازی !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .