♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانی چه غوغایی میان کوچه باغ ذهن من جاری ست بیا آیینه را بردار ببین اعجاز یاس وحشی و شوق عبور و شرم دریا را بخوان از آیه ی جاری میان قلب آیینه شکوه اشک مجنون و دلیل بغض لیلا را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای شب که خواهد مرد برای من که خواهم ماند برای تو که شاید مثل من باشی چه فرقی می کند؟ شاید همین لحظه که شب آبستن یک حادثه از جنس تقدیر است فریادی بلرزاند تن تنهایی ما را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این فاصله هاست که مرا شاعر و تو را اسیر واژه های متروک من کرده وگرنه «دوستت دارم» جمله ای نبود که تو را از من و مرا از تو دلگیر کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرواز باید کرد که زمین راه آسمانیان نیست... پری خواهم بادی، راهی برای به تو رسیدن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جیغ بلندی شده روزهایم در سمفونی ناکوک ِ زمانه و من بغضی بی ترانه زیر خاکستر رویا !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كف بيني نكن بانو ! دستي كه به سويت داراز شده است طالع اش توئي
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قهوه نمیخواهم بغض نیامدنت در اولین روزهای بهار به اندازه کافی تلخ هست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز دلخوشی قلب خسته ام این است که در خیال خودم بیخیال من نشدی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اينجا نا تمام افتاده ام...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .