♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه راحت می شکنی به آسانی شکستن یک لیوان به آرامی خراش نیمکت های مدرسه. بهانه ای نمی خواهد بدون بهانه هم می توا نی چنان خرد کنی که آوایم در گلو کز کند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفته مثل آن روزها که فروغ دلش می گرفت مثل آن روزها که چراغ های رابطه تاریک بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیرها هم عاشق میشدند ..اگر.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آقای روحانی حضور ت سعادت است که به من رو نمیکند...لعنتی .....کجایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سایه به سایه اگر غم دنبال من است به او بگویید خدای من از او هم نزدیک تر است...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 20 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .