♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را جای تو می گذارم افسوس که دیگر باد نامه هایم را باز نمی آرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرد باد عطر تو در شاخ و برگ دلم می پیچد و چونان مرغکی کنار خزر ...نغمه خوان هر چه می خواهی از من می چینی گوئی هزاران نی لبک تو را در من می نوازند پر می شوم از صدای آرامش ساحل...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روبروی آینه تکه تکه دل،شکسته است غوطه ور درنسیم خیال چشمهایم بسته است می رقصد قلم بر آینه در کنار من!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو که از بارانی و برایت گل سرخ با یکی شاخه ی پرخارکویر یکرنگ است خانه ات آبادان به تن خشک شقایق نیز قطره ای عشق ببار تا دل پرخونش، کمی آرام شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را رنگ می کنم وقتی بیدار می شود زخمهایم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش می توانستم تمام دریا را در جیبم بگذارم و تا سپیدارهای چشمانت ...سکوت زندگی را سوت بزنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کم کم می پذیرم چوپان رمه ما را را گرگ برده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “ چـه جمـلـه ای ! پــــُر از کـلیـشه ... پـــُـر از تـهـوع ... جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی : ” ســرد اسـت “... یـخ نمـی کنـی ... حـس نـمی کنـی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کنده خشکی از ، تنفس دهان به دهان و شوک سبزنمی شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایم فرقی نمی کند از کوچ بر می گردند یا به کوچ می روند این فوج پرنده در آسمان فقط دلم تنگ می شود .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه کن... من که گریه نمی کنم هق هق بی صدایم را میگویی؟ چیزی نیست نگران نباش شاید چیزی در درونم برای همیشه شکسته باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هم آرزو هایی داشتم،...رویای من
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دی ماهی ♥ که باشی، بی آنکه بخــواهی تمام حرکاتت خـــاص ميشود!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .