♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران تمام شد....حالا می توان نشت برای آن که باید می آمد ...گریست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت باشد اینجا ایران است جای خطایی نداری اگر به راه راست نروی حاجی هایی راه راست را طوری نشان تو می دهند که زمانی می شنوی بد نام خطابت می کنند دروازه بهشت آنها فقط یک جاست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا به صلیب مسیح هم بکشید ...باورم بر پاک بودن مریم انکار ندارد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر در زمین جای بال و پر نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من آفتاب شمالی ام...شرجی خزر....من همیشه در راهم چه خورشید بتابد بر پهنای ساحل ساکت دریا در پائیز چه باران ببارد و سیراب کند گل های سرخ باغچه را ، باریدن رسم همیشه ی ماست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیالت فانوس روشنی ست پشت پنجرۀ چشمانم که تا دورست عشق تو را دل دل می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز به خیابانی قدم می گذارم که عطر هزاران زن سرت را می برد دلم امّا بچّه آهوئی ست که تنها بوی مادرش را می شناسد و من به دنبالت آوارۀ ازدحام دنیایم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه نمی شود هر چه می نویسم نمی شود همیشه فقط یک تو کم می آورم تا شعر !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 51 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .