♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شرمسارم از خود ! همچون چاقویی که ناخواسته در قلبی فرو می رود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حقیقت، حنجره ی خونینِ من است؛ که آوازش را، در آینه ی جفا معنی، نمی کنند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز بازنشر کاربرانی رو دیدم که مربوط به یکسال ونیم پیش بود ....عجب رنگین کمان هفت رنگی هستند .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از میلیونها سنگ همرنگ که در بستر رودخانه بر هم می غلتند فقط سنگی که نگاه ما برآن می افتد زیبا می شود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا وقتی رؤیاها نفس می کشند چشم هایم را به پایت پیر خواهم کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی حوصله تر از آنم که قلم را به رقص در آورم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا ما یاد نگرفته ایم قانون وفاداری را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از حال خرابم خبر نداری....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با کدام بال می توان از زوال روزها گریخت؟ با کدام اشک می توان پرده از نگاه خیره ی زمان کشید با کدام دست می توان عشق را به بند جاودان کشید با کدام دست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .