♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیا تفنگی ست با گلوله های رنگین کمانی ....برای تیرباران آزادی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردهایی که الان اینجا هستند معلومه خیلی تنها هستن....مثل من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ایستاده و لبخند زنان پایش را روی گلویم فشار می دهد تنهایی درونم را به آتش کشیده و جشن گرفته اند خاطره ها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توی چشمهای من پیاز رنده می کنند آدمها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گلوله ای می خواهد که سریع بیاید و بنشیند توی سینه ام که انقدر مهربان باشد که جا خوش کند تا لحظه ی مرگ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و خانه ام امیدوار آفریده شدیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر هایم بوی کلافگی می دهند شاعر نشدم؛ عشق تو را نادیده بگیرم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم , که از وجود ِتو مویی به عالمی نفروشم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خوام بر صورت آینده اسید بپاشم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی در سرزمینم تلخ ترین خواب من است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مااااااااااااا دو تا پنجره بودیم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهم این نیست که تیرانداز خوبی شوی مهم این است که وقتی تیراندازخوبی شدی بدانی به کدامین سو باید تیر بیندازی !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .