♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دردهای من روشن است ... خودت را در سرنگ ها بریز و سر ساعت در من تزریق شو ... بگذار هیچ وقت نفهمم که من معتاد مسکنی شده ام که همیشه به روی دردهای من می آوری ... و تمام دردی که می کشم از خماری مخدری است که بوی تو را می دهد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی به تمام این بی قراری ها میخندی و ساده از کنارشان میگذری...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگه اینجا نمی نویسم ، نه واسه اینکه جهنمی نیستم چون دیگه قدیسه نیستم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کسی تو را با این نام نخواهد خواند ، بین هزارن هزار نفر هم که باشیم ،پیدایت میکنم ، پیدایم میکنی !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام اصول دنیا بر دروغ پایه گذای شده است و هیچ حقیقتی وجود ندارد !!! تنها حقیقتی که بر آن باور دارم " نبودن تو است ."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یکمی به راست !! حالا بیا جلو ،جلوتر !! خوبه!! وقتی حرف میزنی!! لبهایت باید دقیقا اینجا باشد روی نقطه صفر مطلق گوشم !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کمی دلواپسم ..کاش قول گرفته بودم از تو برای کسی از ته دل نخندی می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی وقت ها نباید شعر را کامل نوشت بلکه باید ادامه اش را سیر گریه کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقـدر از تو گفته ام که دهان باز نکرده همه خوانده اند دستم را ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هـــمه چیز به نقــطه ی شروع بستـــگی داره...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به توصیف نمی آیـــی ! بیـــــــــهوده تقـلا می کنم نایی نیست نوایــــــی نیست فریادی خراشید گلوگــــــــاه قلم را .. .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .