♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سكوت ، حضورش را سخت فریاد میزند.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اردیبهشت .... ماه برای من عالمی داشت......و حالا در ذهنم چیز دیگریست.... چیزی مبهم.. دستهای خیسم را بر پیكرهی رقصان تفكر رُسیام میكشم.... سعی میكنم آنچه هست را بسازم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به صورتم چنگ می اندازم...... نکند نقابی بر چهره من هم باشد و خودم ندانم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داستان زندگی همه ما بینظیر است مشکل این است ما سوژه هیچ فیلمساز و نویسنده ای نشدیم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا حال من را درک کن......جاده ی خدا را گم کرده ام!!! که اگر پیدا نکنم یک موجود سرگردان می شوم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مثل دریا طوفانی ام، به سراغم بیا دستانم را بگیر شانه هایت را در اختیار اشک هایم بگذار می خواهم حرفی را در گوشت بگویم می خواهم بگویم: من با تو کامل می شوم ای ماه من با من بمان
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .