♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
<<تیک تاک ساعت حسود است!>> کاش تیک تاک ساعت دست از حسودی بر میداشت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی من تجزیه شده از: شادی غم لبخند گریه تنهایی با هم بودن ها و عشق شیرینی عشق تلخی عشق و و و من زندگی ام را به تو بخشیدم. نه همه اش را فقط: شادیُ لبخندُ و عشقُ شیرینی عشقُ و با هم بودن را اینها قسمت تو شده اند!!! و تنهایی-ُ گریه-ُ عشق-ُ تلخی عشق-ُ غم قسمت من!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این شهر،مناسب عاشقا نیست! بیــــــا برویــــــــــم... ...................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صحرا و دریا ماندگارند ولی بی لیلی.... ومن در پشت پلک گنجشکی مجنون نشسته ام .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نامه های شبانه ام همه و همه از دوری توست.... همسایه ها بی خبرند از دل من همشون نفرینم می کنند می گویند بشکنه دستت که شبانه می نوازد اونا خبر ندارند چرا می نوازم!!! چرا هیچ کس حال مجنونی ام را نمی فهمد؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل را به دریایی زدم در آن دریا عشق رویید باز هم یادی ز تو کردم...... به هر جا پا گذارم عشق در میان است! همین است که من مستم.... ز بوی عشق....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطره قطره مي بارد باران مرواريدم بيا بيرون و باران را ببين باران براي من و تو مي بارد بالاخره آرزو به ما رسيد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جای من و تو یک زمانی روشن بود ولی حالا همه غرقیم در این تاریکی خشن! می گذرم، می گذرم از این وهم می روم هر جایی که کمی از روشنایی فانوسم پیدا باشد! دلم حتی برای ذره ایی روشنایی تنگ شده است! آهای مردم دلم برای یک ذره روشنایی پر می زند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن قدر این دنیا تاریک است که روشنایی فانوسم پیدا نیست! دلم را به روشنایی دلم خوش کنم و یا به فانوسم؟! توی این هم تاریکی بی فانوس کجا برم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و تو و همه غرق فراموشی هستیم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .