♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبانه های شعرمن ترا بهانه می کنند.....نمی آیی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک حس عاشقانه یک قلب بی قرار و کوچک فقط می خواهد بگوید:....دوستت دارم...همین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه می نوشند یکی آب دیگری شراب من نگاه ترا.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرزمین من! خشونت را در سنگ سنگ تو به «تازی» و«ترکی» نوشته اند حالا به «پشتو» برگردان میکنند کمی صبر کن.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احساسم می چکد از دیده های تو ایکاش اشکت را با صدایم می شستی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ازواژه های بلورین گردن آویزی می سازم؛ برای کسی که: جوانی های من دررنگین کمان چشمانش بخار شده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جهان غزلی است که شاعر هنوز آن را نه سروده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در سرزمين من هر روز ده ها انسان کشته ميشود و هرجايى که انسانى به قتل مى رسد اولين احوالش به من مى آيد .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فصل سرما ، فصلى که آغاز گر اولين روزهاى زيستنم بود . فصلى که شب هاى تيره وسکوت را داشت ، فصل زمستان را دوست ندارم . اين فصل برايم دلگير است ، کاش آن بامداد سرد پنجشنبه که روزتولدم بود هيچگاه واقع نميشد ، تا شاهد دل تنگى هاى حال نميبودم .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 44 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .