♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ جای جهان خانه ی من نیست.........بادهای سرگردان جشن گرفته اند سرگردانی ام را......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزنامه ها نوشتند با خط درشت از من .....مردی با پیشانی بلند یقه باز و موهای پریشان که گره می دهد باران های بهمن ماه خزر را به گلهای روسری دختری در اینجا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگی به شکل پرنده ای جدا می شود از من روی کاشیهای ساختمانی می نشیند که نقش دستهای تو را دارند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
الان برات نامه نوشتم پشت کدامين لحظه بن بست جا ماندي تا ببيني مردی اينجا مي خواست در تنهايي خويش آسمانش را باتو قسمت کند؟؟؟؟ وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که حتي تجسم آسمان کوچک من در آن گم شد.... هيچ کس ندانست در بي پناهي شبهاي بي ستاره ام چقدر لبان و قلبم ، پر از ستاره و دوستت دارم بود..... و من چقدر بر حقيقي بودنش برخود ميباليدم.... اما.............. شايد که ديگر مهم نيست که از تو گلايه کنم...... ديگر از خدايم هم نخواهم پرسيد که چرا سهم من از اين همه سکوت و گذشت و عشقي بي آلايش چيزي جز سركوب غرور ، سنگسار احساس و منطقهاي بي دليل نبود؟؟؟.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه زیباست نوشتن وقتی میدانی او میخواند، چه زیباست سرودن وقتی میدانی او میشنود، چه زیباست دیوانگی برای او وقتی میدانی او میبیند<^>...."ة"....<^> ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد...که امشب با ناله ای بغض آلود...بر دیار این دل خسته...اشک می ریزد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
های ای دنیای عاشق کش.......به خود نناز........اگرچه یک مرد رفته از یادم.........عشق می ماند با من .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چراااااااااااااااااااا غم ها نمی دانند که من سلطان غم هایم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق من ! بی صدایت چقدر روز بی حالیست شب غمین و دلتنگ جاده و جنگل و دریا همگی باخته رنگ دل خورشید سیاه سرد است ماه، دیوانۀ شبگرد است عشق من میدانی؟ بی صدای تو دلم می میرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عطر نامت.....بر لب بام غزل یکباره تابیدن گرفت.....شب بو در سکوت باغ رقصیدن گرفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تکرار اسم قشنگت شده عـــادت لب های من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 2 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .