♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید که عشق من گهواره تولد عیسی دیگری باشد ...فروغ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفرین به تو تندیس آزادی هرجا که قلبی پاره شد هرجا دلی لرزید هرجا که نعش بی گناهی بر زمین غلطید تو ایستاده بودی آنجا می زدی لبخند با آن نگاه خیره و مرموز
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد از کوه ها پایین آمد دنیا را روی سرش گذاشت از تو خبری نشد شکوفه ها گلوله های سنگین برف شدند تو نیامدی و هنوز نام تو دهانم را شیرین می کند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در انتظار تو اینک من ،آه...من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما درون هم میمیریم نه در خاک نه در آسمان ما دیوانه تر از آنیم که بتوانیم زنده باشیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دريا همان درياي هميشگي وباد ديوانه اي كه خودش را به پنجره مي كوبد هيچ چيزي تغيير نكرده تنها شعر شكل نبودن تورا گرفته است و زندگي طعم تلخ بادامي كه در دهان انداخته ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگرتوبخواهی دریا را در فنجانی جا می دهم من شاعرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مزرعه پر ازعلفهاي هرز شده است و دلم شور مي زند خدايا بازوانم را قدرتي بده تا آبادش كنم تا چشم دشمن ها كور شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر يار من هستي از جاده ها بيا اگر راه بسته است از كوه ها سرازير شو اگر دشمن همه جا در كمين نشسته است ماهي شو و از رودخانه ها بيا.....چشم انتظارم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای کلمات پاپوش میدوزم برای تو قلبی برای خودم رویایی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 44 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .