♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
*ماهی بالا و پایین می پرید یکی زیرآبش را زده بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک ستاره پر زد.......پشت دیوار بلند.....او تا سحر می بارید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرخ پوشیده ام،...به خاطر تو ......دلم تنگ توست.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوتی نازنین بودو دو دست مهربان یار که پیچ گیسوانم را یه آهنگ صدای لای لایش صاف می کرد نوازش های او موجی ز دریا بود و ساحل چشم های من که محتاج نگاهش بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوازش های او موجی ز دریا بود و ساحل چشم های من که محتاج نگاهش بود....برایم همچنان زیباست...دوست داشتنت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من میخوام وبلاگ بزنم..............هی وای من......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این گره کور است.....همین..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه خوب... شاید لب هایت از پله های این سطرها بالا بیایند بالا بیایند خوشه های ابر ی لبم را ببوسند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف بزن و نگاهم كن تا برگردم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .