♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی سکوت بوسه ای می شود بر لبان من... . . . گونه هایت را کم می آورم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو .....بمان ! قهوه که نداریم اما سیگار چرا و کمی هم موسیقی که بعدها نُتَ ش نوشته میشود . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوش ب حال ِ لباسهای روی بند ، وقتی که نسیم در تنـِشان می پیچد !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گیرم صدای ِ تالاپ ُ تلوپ قلبمو روی سی دی بریزم عکس های رنگارنگ رو توی هفت پستو قایم کنم . . . تو بگو رویای بودنتُ کجای دلم بذارم ؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چطور دلواپسم نیستی ؟ طعم ِ تلخ ِ این سیگارها خدایان ِ باستان رو هم ب سُرفه میندازه . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستم نه ب شعر می رود و نه ب تو می رسد . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنگامیکه کسی ترا نمی فهمد خودت را برای توجیه خسته نکن . . . این نیز بگذرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در راهم، با قطاری که هیچ مسافری در آن نیست،.و....آخرین ایستگاه، همینجاییست که اینک تو ایستاده ای........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمستان 1390................دوستت دارم .....همین و بس.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به بهانهي چشمانت ... مینویسم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كبوتر احساسَم را جايي مينِشانَم. تا تو ، پرواز كني!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .