♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوزم که هنوز است طبق عادت نگاهم از دستانم به سوی تو پرواز می کند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را به تمام لحظه های قشنگ سوگند این گوشه را از من مگیر پرنده بی پرواز مثل آدم در گل مانده اسیر لحظه ها می ماند و می پوسد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای دوست... در عمق آرزوی من است که در وجودت خانه ای داشته باشم حتی به مساحت یک یاد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرزوهایم را در نطفه خفه می کنم و باز چون بیچاره ای مفلوک بر سر جنازه ی این آرزوها اشک حسرت می ریزم بدم می آید از این ناله کردن ها کاش می توانستم شجاعانه سکوت کنم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عادت کرده ام به مزه شور اشک هایم به تمام دلتنگی هایی که دارند امانم را می برند! به یاد تو که از خاطر من لحظه ای دور نیست و به این تنهایی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان فرصت پرواز بلندی است قصه این است چه اندازه کبوتر باشی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می تپد در دلم آیه هایِ آبی و خیس و بارانی تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای کشتن ما سینه را نشانه بگیر.......که چشم بسته اسفندیار ما دل ماست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغض های ورم کرده دست های خسته و ناتوان کوله ای خالی از حضور تو شرح حالم که نه شرح بی حالی من است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمستان که می رسد درختان سپید پوش می شوند ....اما فصل تولدم من درد ... عشق چه حدیث ناگواری ست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می شد حتی در دنیای خیال قلبم را درون فنجان فال دل "تو" جای دهم...قلبم را ....افسوس ....همه جا شکست همراهم شد ....حتی در فال .......باید بروم.....وقتی در فال هم جایی ندارم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سراب که می گویند دقیقا تعریفی است از لحظاتی که گمان می کنم هستی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میدانستی که بی تو از تمام مترسک ها تنهاترم!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .