♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ......... به آخر خط رسیده ام ! نقطه ای بگذار که :با نام او شروع شوم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا می داند دلم تنگ است برای تو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گمگشته ای هستم که در این دور بی مقصد کاری به جز شب کردن امروز یا فردا نمیداند ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها غربت هست و هجوم اندوهی عمیق ! دلم یک شانه می خواهد برای تکیه دادن و چشم هایی که حرف چشم هایم را بفهمند و صدایی که بگوید : " من همینجایم " !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی باران گرفت برای خدا لحظه ای به آسمان نگاه کن به گمانم خدا هم < مثل من > " دلتنگ چشمان تو " اشک می ریزد ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک دو سه ...قلبی حراج کرده ام اینجا.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می آمدی زیر باران کمی قدم بزنیم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی کسی نیامده کسی نرفته و کسی نیست دهخدا هم که باشی کلمه کم می آوری
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانو! نگاه شما کوه را فرو می ریزد سنگ را دل ما که هیچ شیشه است و شکستنی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران می بارد . . . . خوشحالیم از این است چاله چوله های زندگیت پر خواهد شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران می بارد . . . . خوشحالیم از این است چاله چوله های زندگیت پر خواهد شد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .