♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آب از سر تشنگي ام گذشت گلويم را كه بريدند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كابوس درخت پاييز و تبر نيست كابوس درخت بي پرندگي ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت که میکنم باران زمین را فتح میکند نم نم میدانم میدانم،دوباره شعری سروده ای...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک طرح عاشقانه تقدیم به او .......این همه شاعر این همه شعر عاشقانه عجیب نیست وقتی تو لبخند می زنی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یخ زده است خواب های رنگی کودکیم که مرا پیوند می زد به شهر بادبادک ها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جرعه جرعه سر می کشیم جهنم را تا بهشتی شویم زندگی را خلاصه کرده ایم در چرخ دنده دنده دنده های ساعت دیواری و می بلعیم با قرص های اعصاب خواب های رنگی کودکی مان را چه قدر سیم خاردار کشیده ایم دور خودمان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی باران می آید من دلم می خواهد خودم را بریزم بیرون و فریاد بکشم و نمی دانم از خوشحالی یا از غم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما یک خانواده ی جهانی هستیم ...اما تنها.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .