♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها جای پای توست...بر چشم هایم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز کثیفترین ثانیه ها را در طبیعتی زیبا گریستم. ذره ذره خاکسترم را بر نشان خاکی قبرم پاشیدم. سنگ های رودخانه گلویم را بسته اند آبها صدایم را نمی شنوند ای کاش خاکسترم را میگرفتند. سوختم تمام شدم از دست دادمت هرگز نخواهم آمد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیال کردم بری میری از یادم ..........................چگونه پاک کنم؟نمی دانی که در این وهم تنهایی....چراغی گرم می سوزد به آرامی.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی انتظار گریستم ولی برای گریه دلیلی نیافتم آیا گریه ام توجیه گناهانم نبود؟ قطره اشکی از پستی و بلندی صورتم گذشت و آرام بر زمین افتاد در نور مهتاب مانند برق الماس درخشید و لحظه ای بعد در ماسه ها فرو رفت و نا پدید شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست دارم خانه ام را غرق تو کنم ....افسوس....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی میتپد هی میتپد...این قلب من ....لا مصب او دیگر دوستت ندارد ...خاموش شو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز دلم برای این جا تنگ میشه،برای لحظه هایی که گاهی با ذوق و شوق می اومدم مینوشتم و اون روزایی که از روی ناامیدی تمام، مینوشتم تا اینطوری بتونم آرامش پیدا کنم. و اینکه کسی بیاد بخونه و تسکین دهنده قلب ناارومم باشه.ولی مدت هاست که دیگه این جا هم چیزی نمینویسم و دیگه حتی نوشتن هم نمیتونه آرومم کنه و... جای این نقطه چین ها ....... هیچ چیز دیگه ای نمیتونم بزارم،این نقطه چین ها ....خیلی حرفا توشه که تا جای من نباشی معنیش و متوجه نمیشی.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز با بهانه می نویسم...می دانم برایت مهم نیست ولی نمی دانم چرا گاهی می خواهم حالم را بدانی...مگر نمی دانی که همه ی دیوانه ها را نمی توان با سنگ راند؟........امان از نقطه چینهایی که غوغا می کنند..قلبم ملتهب است،دستانم می لرزد و چشمانم از اثر گریه های شبانه مثل دلم می سوزد..... این طوری نگاهم نکن...لعنتی....من روزی نفس نو بودم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس عجیبیست در این لحظات خاص برای معشوقی خاص نوشتن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا كسي حواسش نيست . من دارم مي ميرم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می سوزانمش هر دل و هر نگاهی که مرا دور سازد از عشقم،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم به حس لهجه "بامداد" و شور شکفتن عشق در واژه واژه کلامش که چه زیبا می گفت "من درد مشترکم" مرا فریاد کن...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بي سبب نيست چنين فريادم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پس چه کس پناهم دهد؟چگونه تو را از خاطراتم بزدایم؟هر کجا که باشی دوستت دارم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .