♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی دلم می خواد اون روزهای گذشته برگرده. خیلی دوست دارم که بشم همون آدم سابق. خیلی دلم می خواد که منم خوب باشم . مهربون باشم. صبور باشم. دلم می خواد دست از تظاهر به خوب بودن و صبور بودن و راضی بودن بردارم. دلم می خواد داد بزنم . بگم منم هستم .دلم می خواد فریاد بزنم که منم دل دارم . منم وجود دارم . منم احساس دارم . منم زود دلم می شکنه منم زود دلم تنگ میشه.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با انگشتهای خیس در هوا مینویسم دلتنگم... دلتنگم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه هایم بر سطرهای خالی لحظه ها، فاصله را بر بال های خسته ی پرنده ی خیال سپرده،در آغوش فصل های دفتر دلتنگی هایم رها می شوند. واژه ها و سطرهایی که حالا دیگر نمی دانم به راستی برای که اینگونه عاشقانه می شوند؟ و این "تو " پر معمای سطرهای عاشقانه ام کیست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی چه می داند شاید روزی از روزها دلم برای همین روزهای تنهایی هم تنگ شود، همانطور که الان ، میان تنها عصاره ی باقی مانده از گذشته ، خاطره ها را می گویم ، برای برگشتن به آن روزها دست و پا می زنم . کسی چه می داند شاید سال دیگر این روزها که به سرعت روزهای خوشی ، با همه ناخوشی و بی قید و بندیش می گذرد ، بهتر باشد شاید هم بدتر ... کسی چه می داند رنگ فردا را ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم را به طلوع فردا خوش کرده ام.. طلوع فردا نیز در دلم برای همیشه غروب کرده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هستم و یک قلب تنها ، مثل همیشه.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبض سکوت حرفی برای گفتن دارد ! ببین ! دستانم را ببین چشمان ترم را ببین ببین سکوتم چه حرفهایی را تحمل می کند ! به خاطر تو ... نامت را هر روز زمزمه می کنم مبادا یادم رود که روزی ... زمانی ... آری ... خیال نکن دیوانه شدم ... اگر این دیوانگی ست من عاشق این دیوانگیم ! نازنینم ! ما محکومیم... محکوم به زندگی ! و شاید محکوم به مرگ!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوای اینجا سرد و سنگین است نازنینم ! دیگر نگو خداحافظ !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیا و ببین که قلب من برای دیدنت پرپر می زند ٬ بیا و ببین که غم ندیدن تو چه بر سرم آورده است ٬ بیا و ببین که احساسم را نامهربانان به غارت بردند ٬ بیا که خیلی وقت است دلتنگ چشمانت هستم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط تورو خدا بس کن....راضی به این همه اشک نباش.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هیچ ندارم همین الانم.....فقط عاشق تو......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای تفریح آفریده شدم اگر برای دیگران سودی نداشتم خدایم را بسیار خنداندم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میروم تا او با خیالی آسوده بیایید.......یادت هست گفتی وقتی من هستم تو نیاش.....بیا ....عزیزکم ....من رفتم ...آسوده باش.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه؟ در میان سکوت سرد سایه ها بیابمت همیشه فکر می کردم با طلوع چهره فانوس شب تیرگی هم غروب خواهد کرد نمی دانستم خود مهتاب، فریب شب است!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 14 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .