♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی مخاطبی داری یک مخاطب خاص و برای او می نویسی خواه ناخواه نوشته هایت رنگ و بوی عشق می گیرد بیشتر تفکر می کنی و با وسواس می نویسی اما وقتی هیچ کس مخاطب واژه هایت نیست ........................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتي نوشتم عاشقترينم ، گفتي نمي خوام تورو ببينم برات نوشتم كه بيقرارم ، با خنده گفتي دوستت ندارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر کسی پاک کنی بر می داشت و از دفتر زندگی دیوارها را پاک می کرد حالا ، ما روبروی هم ایستاده بودیم و دستهایمان به هم می رسید .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینک من تمام خودم را به نیایش نشستهام و با دستان اشتیاق تو را از تو میطلبم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من آتشی افروخته ام از عشق همین جا و تو سردت شده ، میدانم بیا ... کفشهایت را در آور و بیا... همینجا کنار من... گرمت میشود قول میدهم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو که میدانستی با چه اشتیاقی…خودم را قسمت میکنم پس چرا …زودتر از تکه تکه شدنم…جوابم نکردی…برای خداحافظی …خیلی دیر بود…خیلی دیر !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیسم ز گریه......تنهاترم نکن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برنگرد، که بر نمی گردی تو هیچوقت نمی خواهمم داشته باشمت،نترس فقط بیا در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت دلم برای راه رفتنت تنگ شده است..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی رحمانه مرا تنها گذاشتی/...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه کنم با دل تنــها , چه کنم با غـــم دل چه کنم با این درد , دل من ای دل من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی مرا نخواهد نوشت کسی به احساسم سر نمی زند کسی مرا به اتاق نگاهش نمی برد ولی من پشت دیوار صدای پایی را می شنوم که بر قاب زمین تصویرش را ثبت می کند و هر لحظه بزرگتر می شود هیس !!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 14 ساعت و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .