♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمهای خوب از یاد نمیرن ، از دل نمیرن ، از ذهن نمیرن ! ولی زودتر از اینکه فکرش رو بکنی از پیشت میرن !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنار ِ شعرم که می نشینم تازه یادم می آید عاشقی هم عالمی دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدانگهدار برای همیشه عزیزان.........این ترانه خانه بسته شد. تیتر خبر همینه. اونی که رفته هم نشونیمو داره، هم شماره مو، هم اگه درست بگرده و جای درستو بگرده راحت پیدام می کنه ولی دوس دارم یه روز پای همین پست ببینم این ریختی نوشته: من : برگشتم؛ برگرد. فــــــــــاتحه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاعر شدم برای همین دست خالیم.....اما من اولین نشانه یک خشک سالیم....از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب....بیهوده می گردم به دنبالت چرا امشب؟ای ماجرای شعر و شب های جنون من....خداحافظ.......آخر چگونه سر کنم بی ماجرا هرشب....خداحافظ......خداحافظ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیالی نیست......فقط سکوت می کنم....همین ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پدرم موجی بود که تنها صدف های خالی را به خانه می اورد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادزم راست می گفت دروغ گو ها کم حافظه اند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه باید چند دروغ آس در آستین داشنه باشیم..حقیقت گویی همیشه هم به مزاج خیلی ها خوش نمی آید... گاهی باید دروغ گفت تا متهم و در تیررس دشنام قرار نگیریم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا نه دیگر جایی برای ماندن دارم ونه دلی که بگویید بمان.....سهم من از بیقراری این همه قرار ، همان بیقرایست... که اغازش در پایان "ق" عشق است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو که خوب میدانی این جاده ی پاییزی سالهاست مرا به خود میخواند! نمیترسی از قافله ای که در راه است ؟ نمیترسی از همراه شدن من با این قافله ؟ نمیترسی که بیایی و ببینی که نیستم ،بانو ؟ خسته ام مهربان صحرا نشین من .. خسته خسته ام از این همه مردمانی که ساده نیستند غصه که هجوم میاورد بر این خلوت تکیده ی قلب پریشانم هی نگاه میکنم این کنج دنج خودمانی خانه ی پاییزییمان را ، تا که شاید به نگاه مهربان آن دو چشم سیاه بارانی ات ارام شوم از این همه برزخ جهل مردمان نابینا! خسته ام بانو ی لحظه های تردید و حادثه ..خسته
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوب نیست که بهار بباید و منو تو به بهانه های کوچک این زندگیه سخت ، نرفته باشیم به استقبالش برو مهربان پاییزی من .....دلکوچک بزرگ من ، قاصدک خوش نام من حافظ را که این روزها ی سرد همدممان بود و تنهایمان نگذاشت و ان قران خطی حضرت عشق را، که شاد میکند فضای خلوت دل را ، به همراه بیاور و در کنار ایینه امان بگذار ،تا بشکند این زمختی زمستان سرد را، که خسته کرد صدای بخشش بی امان کلاغ هایش بیا و بنشین کنار منو این دل ساده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می آ یم اما امدنم را پایانی نیست انگار... همین...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت نرود گلم من برای دیدن تو سالهاست که در ابتدای این جاده ی تردید نشسته ام رو به انتظار انصاف کن و بیشتر بخوان بمانی اگر .. از باغ گیلاس های سرخ باورم خوشه های بوسه میچینم برای تو... حالا که آمدی بیاُ آرام کن این من خسته از ندیدن های طولانی ات را میبینی آرامم .. هنوز هم مثل کودکان رویا سربه هوا پاییز آشنایمان را گریه میکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزگار بی رنگ و طعم بهانه کمی تاریک است من این تاریکی ها را بی تو سر می کشم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 10 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .