♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدايي هستم در اعماق دريا سكوتي در اوج شب و فريادي در خاموشي....همينم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وسعت زندگی هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلت طفل بود قدت به قد عاشقی هم نمیرسید که کوچک شمردی عظمت عاشقانه هایم را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انسانهای دنیای مجازی عین گلهای مصنوعی بوی احساس مصنوعی می دهند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از وقتی که رفتی و دلم شکستی نمی دانی هیچ حرفی را برای گفتگو با تو شایسته تر از سکوت نیافتم آیا صدای مرا می شنوی ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به خدا تو تنها عشق من بودی نمی دانم چرا رد قدمهایت را که می گیرم از تو دورتر می شوم امروز که تو را گم کردم فهمیدم که کفشهایت را برعکس پوشیده بودی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر آب و هوای دلم بارانی است که فرصتی برای سلام دادن به آفتاب نیست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش صفحه دلت رنگی بود شاید می فهمیدی من هم رنگی دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش تنها یک بار من و تو باهم ، زیر باران ، در طلب عشق بودیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا بیا با هم آشتی کنیم............................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی وقتها دلم می گیره از اینکه عاشقت شدم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوچه هایی که قدمهای رهگذران سنگفرش هایشان را لمس نمی کنند غمگین اند. نیمکت های تنهایی که در گوشه دنج پارک های سرسبز دل چوبیشان پر می کشد برای آشنایانی که روزی بر روی آنها می نشستند. نیمکت های خالی هم تنهایند ، غمگینند. شاید کوچه ها روزی عاشق رهگذران غریبی بودند که با بن بست شدن کوچه دیگر مسیرشان از سنگفرشهای کهنه آنان نمی گذردو یا دلیل تنهایی نیمکت ها غریبه شدن آشنایان دیرین باشد که روزگاری تن خسته شان را بر روی قلب های چوبی آنان استراحت می دادند. من همان کوچه بن بست ، همان نیمکت خالی ام . غمگین .. تنها .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با تو بودن را زندگی خواهم کرد درست عین باد هستی ..... نه در دست هستی .... نه در چشم آمدنت را از باد می فهمم و از رقض سبزه و از غمی که به آرامی در دل می نشیند کاش تک درختی بودی تا در سایه ات زندگی می کردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگى” حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش رامیکند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگت بودم قدر یک آسمان آمدی، دیدمت ، دستانت را فشردم ، صدایت را شنیدم ، و به اندازه تمام آسمانها به چشمانت خیره نگاه کردم دلتنگیم صد برابر شد...... کاش دیدنت جرعه آبی بود برای قلب تشنه ام اما افسوس که تنها تشنه تر شدم!! کاش بگویی چه کتم؟؟؟ کاش راهی باشد رفتی ، رفتنت را تماشا کردم ، هنوز صدایت در گوشم طنین می اندازد ، و وای که چشمانت ، نگاهت.... هنوز دلتنگت هستم بیشتر از پیش...................
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .