بچه که بودیم وقتی یه نفر میگفت “عزیزم” سریع میگفتیم “برات پشکل بریزم ؟” بعدشم هار هار میخندیدیم غافل از اینکه رسما خودمون رو به بز تشبیه کردیم ! یه همچین بچه های داغونی بودیم …
عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،… رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن روزهایتان رنگارنگ
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .