♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز ایستاده بودم روی یکی از قبرها و به آن که زیر خاک دفن شده بود فکر میکردم . سایه ام انگار در جستجوی صدایی بود که فریاد میزد : بگذارید همینجا آرام بگیرم . اگر زنده هم هستم نجاتم ندهید .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنچه بر سرمان می ریزد برگ های زرد پاییز نیست همیشه ! روی شاخه لانه ای ست بی دیوار و پرنده ای بی بال و پر این پرنده را ققنوس بنامم خطاست ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میتوانی آری ! میتوانی بیشمار اسم و بیشمار رسم را داشته باشی بیشماران مال همه است مسلما اما مردان تاریخ فقط یک نام دارند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای آنکه حقیقتی را بگویی نترس .... بگو ! خیلی ها دروغش می پندارند صداقت در رکود جهانی مدال طلا برده است دیری در این میدان دست بالای دست بسیاراست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نتوانست بزداید اشک هایم را برف پاک کن هم امروز بارانی ترین بودم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از ارتفاع آسمان سقوط می کنم تا لذت باران بودن را بدانم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جز آینه ای که در آن نگاه می کنم خود را ! هیچکس من را فریب نداد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست .............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران گاهی وقتها فقط ازپشت پنجره زیباست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار نه کسی آمده نه کسی رفته است در گور عمیق تنهایی سرم به سنگ میخورد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و آسمان هر دو همدردیم ! او بدون خورشید و من بدون تو ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .