در حوالی بی کسی قدم بگذار
خیابان غربت را پیدا کن و وارد
کوچه پس کوچه های تنهایی شو
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن
کنار بید مجنون خزان زده
در کنار مرداب آرزوهای رنگینم
به سراغ بغض خیس پنجره برو
حریر غمش را کنار بزن
مرا خواهی دید
با بغضی کویری که غرق
عصاره انتظار است
شبانه
در نيست
راه نيست
شب نيست
ماه نيست
نه روز و
نه آفتاب،
ما
بيرون زمان
ايستاده ايم
با دشنه ی تلخی
در گرده های مان.
هيچ کس
با هيچ کس
سخن نمی گويد.
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.
در مردگان خويش
نظر می بنديم
با طرح خنده ئی،
و نوبت خود را انتظار می کشيم
بی هيچ
خنده ئی!
هر صدفی نمی تواند در دل خود " مروارید " بپروراند . برای پرورش یافتن مروارید در دل صدف جایگاه ویژه ای در دریا لازم است . جایگاهی با املاح و کیفیت مرواریدساز ...
چون تو بانو ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 51 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .