♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انسان زاده می شود راه می رود و درس می خواند و ازدواج می کند و پیر می شود او می میرد ... .. . افسوس که تمام عمرش یک "حال ساده" است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو چه میدانی که در دلش چیست آن که زیر باران زانو زده و رو به آسمان زار می زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو آن دریایی بودی که عشق ساحل کورت کرده بود خواستم از ساحل به تو نزدیکتر باشم غرق شدم ... .. . در دریای عشقت غرق شدم از تشنگی مُردم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این خشکسالی محبت مبادا دلم هلاک شود....میترسم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می ترسم شیرینی این عشق دلت را بزند تلخ شوی با ما...بانو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران ِ اشک هایت آفتاب ِ نگاهت رنگین کمان ِ چشم هایت ... .. . و چه کرد با من این طبیعت ِ زیبایت
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 40 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .