♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاعر اگر"درد" نداشته باشد؛ جنازه اش"سرد" می شود! و روحش خبیث!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرگاه "دلم" برای حقوق از دست رفته ام می گیرد، زیباترین لبخند را از لب های بی رنگِ خدا می چینم،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه هایی که از آسمان می بارند، حقایقی ناگوارند! برای تندرستی ی زمین! من همسایه ای نیکو تر از شاعر پیدا نمی کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر از سکوتِ لاله ها خسته ام! لاله هایم؛ هوای خنده ی نیلوفر کرده اند،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگان را دوست دارم حتی اگر بر تا خوردگی ام بتازند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسرتِ تماشای گرگ و میش چه غریبانه به دلم، نشست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سایه ها؛ از غربتِ خورشید هار شده اند و بید شان سرو می خواند!..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دنیا اعتمادی نیست............"حالم" قالم گذاشته ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مزه ی تمام غم ها را چشیده ام... اما غمِ ،خود ، غم دیگری ست! غم من، بوی بال قو... بوی اشک فرشته می دهد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زانو هایم در آغوشِ دست هایم مرده اند! و دیگر واژه هایم شورش نمی کنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلم ام را شکستند پیش از آن که "حرمت ام"را به خاک بسپارند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر لحظه ی زندگی ام مرگی ست بی شیون! و تمام مردنم، یک آهِ خوش!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی آزارم می دهند؛ بازارم داغ می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چراغ ام را برای کسی می افروزم که خاکسترم را، لگد نکند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی، یاری ست با وفا ، در شب های "تن ها" ! تن هایی که، مرده ام را تنها، نمی گذارند!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .