♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خستگی، گاهی خواب میخواهد کنار تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق، وحشتناک است مثل زیبایی تو و چه تاوان عجیبی دارد آنکه میپندارد که حسابش پاک است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانههای نیمساز شهر را خسته میکنند عشقهای ناتمام روح را.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه این باران که هر باران دیگر بی تو باران نیست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مست بگو ..راست بگو...تا نفسی هست بگو......شوق دیدارت اگر هست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عکس با خاطره معنی دارد کوه با ابر، زمین با باران عشق با اندوهش.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق، وقتی آخر دیوانگی باشد از نصیحت هیچ کاری بر نمیآید در مدار صبر و خاموشی یک هجای «هیس» هم پُرچانگی باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نام تو را باید نیایش کرد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل یک جریان موسیقی مثل یک باران پاییزی ناگهانی بودنت را عشق است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای عشق کهنهکار! ایمان من به تازگیات کم نمیشود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مشغول باران میشود ذهنم وقتی که با لبخند میآیی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاریخ را برای چه باید خواند؟ وقتی که جای عشق در لابلای این همه اوراق خالی است.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .