♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرچه میگویم شرح باران را نهایت نیست چشمهایت را حافظ و سعدی و مولانا کم آوردند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی من .....رود رفت و سنگ را دلـبستهء آوازهای وحشی خود کرد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل دلفین ها با تمام هوش و زیبایی زندگی کردیم تا اسباب تفریح کسان دیگری باشیم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در رگ من، خون سودای تو میچرخد خنـدهام میگیرد اما از طبیـبانی که از نبـض جنـون چیزی نمیدانـند صـندلی روبرویی را کمی سـمت نگاه من بچرخانیـد حال من خوش میشـود حتماً.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میشد که بگویی:سکوت و ببارد باران...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا بخیر کند: باغ، تشنه تر شده است خدا نصیب کند: لحظههای بارانی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اول این شعر، دلتنگم، خرابم، خستهام، داغم آخر این شعر... (غیر از نقطه چین حرفی نمیماند).
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلم ...بیش از خدا برای خودم میسوزد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برف پشت برف میآید کوچهها، تشـدید تنهایی است ؛ از نگاهت چای پشت چای میخواهم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نقاش نیستم تا چهره از خیال ِ تو بردارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلم هوای شعر می کند گاهی هوای تو! تفاوتی ندارد ! هر دو ختم می شود به دلتنگی تو!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در شب کوچک من افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهره ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را میشنوی؟ من غریبانه به این خوشبختی مینگرم من به نومیدی خود معتادم !!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسی تازه در من است چیزی شبیه خشکسالی هیچ در ذهنم نمیرویــد حرف های تو در من مثل باران است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزها از پی هم میگذرد و من همچنان میدانم... نیستم آنچه باید باشم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 44 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .