♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
الان دلم میخواد برم لب پنجره بشینم نگا کنم به پایین زانوهامو بغل کنم یه نخ سیگار بکشم دودشو تو هوا سرگردون کنم حیف که نه پنجره ای هست نه سیگاری نه آدم سیگاری....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی اینجا روی سنگ ها کنار خزر ....تنها میشینی ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگربرای آخرین بار برسرمزارم نشستی بگو ...صبرت گرامی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه با خودم میگفتم محال است غرورم را برای دختری بشکنم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنبد کبــود انتظــارت را میـکشد و چــه شیــرین است طعــم چنـد کلمــه کــه میگــوید : کجــایــی ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به چشم هایت بگو بنگرد که همه ی درد های دنیا در نگاه سرد من است که به سوی دست هایت خیره مانده اند.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 20 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .